قرینۀ دومحوریretrograde inversion, RIواژههای مصوب فرهنگستانتصویر آینهایِ قرینۀ افقی یک لحن نسبت به محور قائم یا برعکس
نوآوری معکوسreverse innovation, RIواژههای مصوب فرهنگستاننوعی نوآوری که ابتدا در کشورهای درحالتوسعه پذیرفته میشود و سپس به کشورهای توسعهیافته راه باز میکند
یکپارچگی ارجاعیreferential integrity, RIواژههای مصوب فرهنگستانمفهومی در پایگاهدادههای رابطهای که در آن جدولهای پدر و فرزندی همخوانی دارند
قهوهلغتنامه دهخداقهوه . [ ق َهَْ وَ ] (ع اِ) قهوة. خمر. (اقرب الموارد) (فرهنگ نظام ). شراب . (آنندراج ). می . (منتهی الارب ). نوعی از خمر غلیظ که بزودی شارب خود را سیر میگرداند،
قهوهفرهنگ انتشارات معین(قَ وِ) [ ع . ] (اِ.) نوشیدنی که از جوشاندن ساییدة دانه های بو داده درخت قهوه به دست می آید.
قهوهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نوشیدنی تیرهرنگی که از دَم کردن دانههای بودادۀ گیاه قهوه تهیه میشود و محرک اعصاب است.۲. (زیستشناسی) دانههای تیرهرنگ گیاه قهوه که بو دادۀ آن را جوشانده
بگیریگویش خلخالاَسکِستانی: e'geri دِروی: e'.gir.i شالی: a'gir.i کَجَلی: ara.gir.i کَرنَقی: bi.gir.i کَرینی: ara'.gir.ri کُلوری: i'.gir.i گیلَوانی: e'.gir.i لِردی: ara'.gir.ri
دیروز یک کیلو برنج خریدم.گویش اصفهانی تکیه ای: hezze ye kilu berenǰ-em behri. طاری: heze-m yek kilu berenǰ behri. طامه ای: hezze i kilu beranǰ-om bo:ri. طرقی: hezze yak kilu-m berenǰ behri. کشه ای:
بخوریگویش خلخالاَسکِستانی: bar.i دِروی: bar.i شالی: bar.i کَجَلی: ba:r.i کَرنَقی: bəxoarəi کَرینی: bə.xoari کُلوری: bar.əi گیلَوانی: bari لِردی: bə.xar.i
میخوریگویش خلخالاَسکِستانی: har.i دِروی: har.i شالی: har.i کَجَلی: ma:r.i کَرنَقی: xoari کَرینی: xoar.əi کُلوری: har.i گیلَوانی: har.i لِردی: xar.i
ام .آر.آیفرهنگ انتشارات معین(اِ) [ انگ . ]M.R.I (اِ.) نوعی تصویر - برداری برای تشخیص بیماری از طریق به ره گیری از تشکیل مغناطیسی هسته و بررسی اثر آن به یاری کامپیوتر، نمایش تشدید مغناطیسی