قاعةلغتنامه دهخداقاعة. [ ع َ ] (اِخ ) موضعی است از بلاد سعدبن زید مناةبن تمیم و پیش از یبرین واقع است . (معجم البلدان ).
وقاعةلغتنامه دهخداوقاعة. [ وَق ْ قا ع َ ] (ع ص ) مرد غیبت کننده مردم را.(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به وقّاع شود.
قاع السفينةدیکشنری عربی به فارسیشکم بشکه , رخنه پيدا کردن , تراوش کردن , هر چيز زننده ومتعفن , اب ته کشتي