قاتل ابیهلغتنامه دهخداقاتل ابیه . [ ت ِ ل ِ اَ ] (اِ مرکب ) نباتی است که مگس کشد و قابض است . بنگ . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). بنج . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی و قرابادین ). نزد بعضی بیداسقان و
قاتل الحیتانلغتنامه دهخداقاتل الحیتان . [ ت ِ لُل ْ ] (ع اِ مرکب ) لاغیه است . (فهرست مخزن الادویه ). و ماهی زهرج را نیز نامند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). و رجوع به قاتل السمک شود.
قاتل الذئبلغتنامه دهخداقاتل الذئب . [ ت ِ لُذْ ذِءْ ] (ع اِ مرکب ) نام داروئی است . (ناظم الاطباء). خانق الذئب . داروئی است که گرگ و پلنگ را هلاک کند. مازریون .(ذخیره ). محمد زکریا در
قاتل السمکلغتنامه دهخداقاتل السمک . [ ت ِ لُس ْ س َ م َ ] (ع اِ مرکب ) لاغیه است . ماهی زهرج . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به قاتل الحیتان شود.
قاتل العلقلغتنامه دهخداقاتل العلق . [ ت ِ لُل ْ ع َ ل َ ] (ع اِ مرکب ) نوعی از اناغلس است که شکوفه ٔ او کبود باشد و نزد بعضی نوعی از مرزنجوش است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).