قلونیةلغتنامه دهخداقلونیة. [ ق َ ی َ ] (اِخ ) شهری است به روم و میان آن و قسطنطنیه شصت برید فاصله است .سیف الدوله در جنگهای خود به سال 335 هَ . ق . بدان رسید و ابوفراس درباره ٔ آن
قلنج چیلغتنامه دهخداقلنج چی . [ ق ِ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه ، واقع در 15هزارگزی جنوب بخش و 10هزارگزی به شوسه ٔ میانه به تبریز. موقع جغرافیای
وقللغتنامه دهخداوقل . [ وُ ] (ع اِ) بر وزن و معنی مقل است ، و آن دوایی باشد مشهور به مقل ازرق . بخور آن بواسیر را نافع است . (برهان ) . رجوع به وَقْل و مقل شود.