قلونلغتنامه دهخداقلون . [ ق ُ] (اِخ ) نام سرداری ترک و چینی . (فرهنگ لغات شاهنامه ). نام غلامی ترک که به فرمان خرداد برزین ، بهرام چوبینه را به کارد بکشت . (یادداشت مؤلف ) : بف
قلونومنلغتنامه دهخداقلونومن . [ ] (معرب ، اِ) شبوط را نامند. (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به ماده های قبل شود.
چقلوندرودلغتنامه دهخداچقلوندرود. [ چ َ ق َ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دالوند بخش زاغه ٔ شهرستان خرم آباد که در یک هزارگزی شمال خاوری زاغه و 2 هزارگزی شمال راه شوسه ٔ خرم آباد به ب
چقلوندیلغتنامه دهخداچقلوندی . [ چ َ ق َ وَ ] (اِخ ) ده مرکزی بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد که درکنار راه شوسه ٔ چقلوندی به بروجرد واقع است . جلگه وسردسیر است و 450 تن سکنه دارد. آبش
چقلوندیلغتنامه دهخداچقلوندی . [چ َ ق َ وَ ] (اِخ ) نام یکی از بخش های شهرستان خرم آباد که در شمال خاوری شهرستان واقع و حدود آن به شرح زیر است : از باختر به کوه ریمله بخش حومه ، از