زره واکنشیreactive armour, RA, energetic armourواژههای مصوب فرهنگستاننوعی زرهِ عامل که با استفاده از عناصر نیروزا، در برابر ضربۀ خرج گود (shaped charge)، یعنی سلاح ضدزره، انرژی زیادی را برای حفاظت از خودروِ زرهی آزاد میکند
قشونلغتنامه دهخداقشون . [ ق ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند در 53 هزارگزی جنوب خوسف و سرراه مالرو عمومی سرچاه . موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن معتدل
قشونلغتنامه دهخداقشون . [ ق ُ ] (ترکی ، اِ) لشکر. گروهی از فوج . (آنندراج ). درحقیقت این کلمه بدون واو است و واو را برای اظهار ضمه در ترکی نویسند و فارسیان اکثر قشون را به واو م
خفاشگویش کرمانشاهکلهری: šamšamaku:rak گورانی: šamšamaku:rak سنجابی: šamšamaku:rak کولیایی: šamšamaku:rak زنگنهای: šamšamaku:rak جلالوندی: šamšamaku:rak زولهای: šamšamaku:rak ک
بترکگویش اصفهانی تکیه ای: bet(a)rak طاری: betterak طامه ای: boterak طرقی: betrak کشه ای: betterak نطنزی: baterak
رَحمگویش خلخالاَسکِستانی: ra:m دِروی: ra:m شالی: ra:m کَجَلی: ra:m کَرنَقی: ra:m کَرینی: ra:m کُلوری: ra:m گیلَوانی: ra:m لِردی: ra:m