کلاهک بازآreentry vehicle, RVواژههای مصوب فرهنگستانکلاهکی که در مرحلۀ آخر پرواز موشک در مسیر بالستیکی (ballistic) رها میشود
قوروتلغتنامه دهخداقوروت . (ترکی ، اِ) کشک . (سنگلاخ ). قروت . رجوع به آن دوشود. || امر است از خشک کردن . (سنگلاخ ).
قُرَّتُ عَيْنٍفرهنگ واژگان قرآنروشني چشم (برخي گفته اند : اصل اين کلمه از قر به معناي خنکي و سردي گرفته شده و معناي قرت عينه اين است که : ديدگانش خنک شد و از آن حرارتي که در اثر درد داشت ، به