انتخاب آر،انتخاب زادR-selectionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی انتخاب طبیعی که در آن گونههایی که بالاترین نرخ زادآوری را دارند، در زیستگاههای متغیر استقرار مییابند
قورللغتنامه دهخداقورل . [ رَ ] (معرب ، اِ) از یونانی کرالیون بمعنی بسد. مرجان . قورالیون . قرالیون . رجوع به این دو کلمه شود.
قوورلولغتنامه دهخداقوورلو. [ ق ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ارشق بخش مرکزی شهرستان خیاو، سکنه ٔ آن 84 تن . آب آن از چشمه . محصول آن غلات ، حبوب و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری ا
قورلاسلغتنامه دهخداقورلاس . [ ] (اِخ ) نام قومی است مغولی . بیشتر شاهان مغول که در ایران حکومت کردند از این طایفه بودند. (تاریخ گزیده چ لندن ص 563، 571).
قورلتانلغتنامه دهخداقورلتان . [ ل َ ](مغولی ، اِ) به زبان اهالی خوارزم شورا و کنکاش و مشورت با هم . (ناظم الاطباء). رجوع به قوریلتای شود.
قورلیونلغتنامه دهخداقورلیون . [ ] (معرب ، اِ) بسد. (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قورالیون ، قرالیون و قورالی شود.
قوتورلارلغتنامه دهخداقوتورلار. [ ق ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر، واقع در25500گزی شمال خاوری کلیبر و20هزارگزی شوسه ٔ اصلاندوز به لاریجان . موقع طبیعی آ