کلاهک بازآreentry vehicle, RVواژههای مصوب فرهنگستانکلاهکی که در مرحلۀ آخر پرواز موشک در مسیر بالستیکی (ballistic) رها میشود
قورةلغتنامه دهخداقورة. [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی است با شبیلیة. (منتهی الارب ). دهی است از اشبیلیه ٔ اندلس . ابوعبداﷲ محمدبن سعیدبن احمدبن رزقون قوری محدث بدان منسوب است . (از معجم
وقورةلغتنامه دهخداوقورة. [ وُ رَ ] (ع مص ) وَقَر. نشستن . (منتهی الارب ). || باوقار نشستن . در خانه نشستن . (اقرب الموارد). رجوع به وقر و وقور شود.
قُرَّةَ أَعْيُنٍفرهنگ واژگان قرآنروشني چشمها (برخي گفته اند : اصل اين کلمه از قر به معناي خنکي و سردي گرفته شده و معناي قرت عينه اين است که : ديدگانش خنک شد و از آن حرارتي که در اثر درد داشت ،