انتخاب آر،انتخاب زادR-selectionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی انتخاب طبیعی که در آن گونههایی که بالاترین نرخ زادآوری را دارند، در زیستگاههای متغیر استقرار مییابند
قوسجینلغتنامه دهخداقوسجین . [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاغذکنان شهرستان هروآباد، سکنه ٔ آن 200 تن . آب آن از سه رشته چشمه . محصول آن غلات ، حبوب و سردرختی . شغل اهالی زراعت
قوسینلغتنامه دهخداقوسین . [ق َ س َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ قوس در حالت نصبی و جری . (منتهی الارب ) : ثم دنا فتدلی . فکان قاب قوسین اءَو اءَدنی ؛ یعنی دو کمان عربی یا بقدر دو گز. (منتهی
جزیره ٔ قوسینالغتنامه دهخداجزیره ٔقوسینا. [ ج َ رَ ی ِ ] (اِخ ) همان جزیره ٔ قوسَنیا است که میان مصر و اسکندریه در سمت دریا قرار دارد. (از تاج العروس ). رجوع به جزیره ٔ قوسَنیا شود.
قاب قوسینلغتنامه دهخداقاب قوسین . [ ب ِ ق َ س َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) مقدار دو کمان . (غیاث اللغه ) (آنندراج ). بقدر دو کمان و بعضی گفته اند قاب مابین مقبض و سیة است و هر کمانی
سارسفرهنگ انتشارات معینمخفف (S.A.R.S) [ انگ . ] (اِ.) نوعی بیماری تنفسی حاد که توسط ویروس سارس ایجاد می شود. از علایم این بیماری تب ، اختلالات تنفسی ، لرزه ، دردهای عضلانی ، سردرد و
او. آر. اسفرهنگ انتشارات معین(اُ اِ) [ انگ . ]O.R.S (اِ.) محلولی حاوی قند و نمک های گوناگون که به بیمار مبتلا به اسهال می دهند تا آب و املاح از دست رفتة بدن او جبران شود.
خورده شدگویش خلخالاَسکِستانی: barist دِروی: bar.i.s شالی: harise کَجَلی: ba:r.ist کَرنَقی: bəxoares کَرینی: boxoarəs کُلوری: bar.is گیلَوانی: barise لِردی: bə.xar.əs