قوتةلغتنامه دهخداقوتة. [ ت َ ] (ع اِ) واحد قوت بمعنی غذای یک روزه . (ناظم الاطباء). رجوع به قوت شود.
توقةلغتنامه دهخداتوقة.[ ت َ وَ ق َ ] (ع ص ، اِ) به شدگان از بیماری که هنوز ضعف دارند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
مُّقْتَصِدَةٌفرهنگ واژگان قرآنمیانه رو (اقتصاد به معناي گرفتن قصد ، و قصد به معناي ميانه است ، پس اقتصاد به معناي ميانه روي در امور و پرهيز از افراط و تفريط در امور است ، و امت مقتصده امتي ا