قوتورلارلغتنامه دهخداقوتورلار. [ ق ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر، واقع در25500گزی شمال خاوری کلیبر و20هزارگزی شوسه ٔ اصلاندوز به لاریجان . موقع طبیعی آ
قوتلغتنامه دهخداقوت . (ع مص ) رجوع به قَوت و قیاتة شود. || (اِ) خوراک . غذا. || خورش به اندازه ٔ قوام بدن انسان . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) . روزی . (ترتیب عادل ) (ترجما
قوتدیکشنری فارسی به انگلیسیaliment, diet, fare, food, nourishment, nurture, nutriment, nutrition, potency, power, strength