قوتوربلاغلغتنامه دهخداقوتوربلاغ . [ ق ُ ب ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل ، واقع در 42هزارگزی باختر بیله سوار و 10هزارگزی شوسه ٔ بیله سوار به اصلاندوز. موق
قوتلغتنامه دهخداقوت . (ع مص ) رجوع به قَوت و قیاتة شود. || (اِ) خوراک . غذا. || خورش به اندازه ٔ قوام بدن انسان . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) . روزی . (ترتیب عادل ) (ترجما
قوتدیکشنری فارسی به انگلیسیaliment, diet, fare, food, nourishment, nurture, nutriment, nutrition, potency, power, strength