انتخاب آر،انتخاب زادR-selectionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی انتخاب طبیعی که در آن گونههایی که بالاترین نرخ زادآوری را دارند، در زیستگاههای متغیر استقرار مییابند
قوهستانلغتنامه دهخداقوهستان . [ هََ ] (اِخ ) شهری است به کرمان نزدیک جیرفت ، و ثوب قوهی منسوب است از این جهت که در آنجا بافته میشود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
قهستانلغتنامه دهخداقهستان . [ ق ُ هََ ] (اِخ ) موضعی در قم ، بدین نام اشتهار دارد. (حاشیه ٔ برهان چ معین از جغرافیای سیاسی کیهان ).
قهستانلغتنامه دهخداقهستان . [ ق ُ هََ ] (اِخ ) ولایتی است در خراسان . (برهان ). این ولایت در جنوب خراسان واقع و شامل قائن ، تون ، گناباد و طبس العناب و کهستان و طبس التمر و طریثیث
قهستانلغتنامه دهخداقهستان . [ ق ُ هََ ] (معرب ، اِ) معرب کهستان مخفف کوهستان است . (برهان ) (آنندراج ).
قهستانلغتنامه دهخداقهستان . [ ق ُهََ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی سیرجان . محصول عمده ٔ آن غلات ، پنبه و شغل سکنه ٔ آن مکاری گری ، زراعت و پیشه وری است . این ده از 17 آ
امان قهستانیلغتنامه دهخداامان قهستانی . [ اَ ن ِ ق ُ هَِ ] (اِخ ) (ملا امان اﷲ) از شاعران قرن نهم هجری ومردی پرهیزکار و صاحب طبع لطیف بود. در یکی از دیههای اطراف نطنز متولد شد و ساکن هر