انتخاب آر،انتخاب زادR-selectionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی انتخاب طبیعی که در آن گونههایی که بالاترین نرخ زادآوری را دارند، در زیستگاههای متغیر استقرار مییابند
قواسلغتنامه دهخداقواس . [ ق َوْ وا ] (ع ص ) کمان ساز. کمانگر. (ناظم الاطباء) : دست قواس روزگار استوای قدش را به انحنا بدل کرده بود. (سندبادنامه ص 182). || کمان کش . کمان دار. (ن
قَاسِطُونَفرهنگ واژگان قرآنمايلين به سوي باطل (قاسط به معناي عدول کننده از حق است ، بر خلاف کلمه مقسط که به معناي عدول کننده به سوي حق است . يکي از معاني باب افعال ضد معناي ثلاثي مجرّد اس
قَاسِيَةًفرهنگ واژگان قرآنبا قساوت - سخت ("قَاسِيَةً" اسم فاعل از ماده قسي است و اين ماده به معناي سفتي و سختي است ، و قساوت قلب از قسوت سنگ که صلابت و سختي آن است گرفته شده ، و قلب قسي