انتخاب آر،انتخاب زادR-selectionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی انتخاب طبیعی که در آن گونههایی که بالاترین نرخ زادآوری را دارند، در زیستگاههای متغیر استقرار مییابند
قواتلغتنامه دهخداقوات . [ ق ُ ] (ع اِ) قوت . (منتهی الارب ). خورش به اندازه ٔ قوام بدن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). المسکة من الرزق . (اقرب الموارد). رجوع به قوت شود.
قواتلغتنامه دهخداقوات . [ ق ُوْ وا ] (ع اِ) ج ِ قُوَّة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بمعنی توانایی . (آنندراج ). رجوع به قوة و قوت شود.
قواتدیکشنری عربی به فارسیگروه , دسته , عده سربازان , استواران , گرد اوردن , فراهم امدن , دسته دسته شدن , رژه رفتن
قَاتَلَکُمُفرهنگ واژگان قرآنبا شما جنگيدند (حرف لام در عبارت "قَاتَلَکُمُ ﭐلَّذِينَ " به دليل رسيدن ساکن به تشديد حرکت گرفته)