انتخاب آر،انتخاب زادR-selectionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی انتخاب طبیعی که در آن گونههایی که بالاترین نرخ زادآوری را دارند، در زیستگاههای متغیر استقرار مییابند
قوشاچاىواژهنامه آزادقوشا (ترکى):دوگانه + چاى (ترکى):رودخانه؛ نام اولیه و ترکى شهر میاندوآب مى باشد
قُنِشِ اَلَرگگویش بختیاریادرار کردن لک لکها در آب (نزدیک عید که هوا رو به گرمى مىرود و آبها دیگر یخ نمىبندند گویند لکلکها در آب ادرار کردهاند).
ابوشائقلغتنامه دهخداابوشائق . [ اَ ءِ ] (ع اِ مرکب ) سرود. (مهذب الاسماء) (السامی فی الاسامی ). غنا. || مزمار.
شائقلغتنامه دهخداشائق . [ ءِ ] (ع ص ) برابر است با تائق . به آرزوآورنده . || معشوق . || آرزومند. (منتهی الارب ). آرزومند. مشتاق . شیّق . این کلمه را اغلب بمعنی مشتاق استعمال کنن
وشائقلغتنامه دهخداوشائق . [ وَءِ ] (ع اِ) ج ِ وشیقة. (ناظم الاطباء). و آن گوشت به درازا کشیده ٔ خشک کرده یا گوشت یک جوش قدیدکرده جهت توشه است . (منتهی الارب ). رجوع به وشیق و وشی
شائقفرهنگ نامها(تلفظ: šā’eq) (عربی) (= شایق) ، کسی که شخص به دیدن او مشتاق باشد ، راغب ، مشتاق ، آرزومند ، خاطرخواه .
منتظر شدنگویش اصفهانی تکیه ای: čam be râh boyan طاری: muntazer beboymun طامه ای: montazer boboɂan طرقی: muntazer beboymun کشه ای: muntazer beboymun نطنزی: montazer baboyan
تو چون تند راه میروی، زود خسته میشوی.گویش اصفهانی تکیه ای: to az bas tond râh aše, zü xassa abe. طاری: to čon tund rah aše, zü xassa abe. طامه ای: to čon tund reh-e še, ǰaldi xasse abe. طرقی: to čon tund rah aš
کورهراهِ کوهستانیگویش خلخالاَسکِستانی: mâla râ دِروی: mâla râ شالی: beza râ کَجَلی: kura râh کَرنَقی: kura râ کَرینی: bəzza râ کُلوری: mâla râ گیلَوانی: mâla râ لِردی: mâla râ