ضاجعةلغتنامه دهخداضاجعة. [ ج ِ ع َ ] (ع ص ، اِ) تأنیث ضاجع. || گوسپندان بسیار. (منتهی الارب ). گوسفند بسیار. (مهذب الاسماء). || جای ریزش رودبار. || دلو پرآب که از گرانی کژ و مائ
وضاعةلغتنامه دهخداوضاعة. [ وَ ع َ ] (ع مص ) فرومایه و ناکس و دون مرتبه گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || پسرخوانده گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظ
مُّضَاعَفَةًفرهنگ واژگان قرآندو چندان شده - چند برابر شده ( مثلا ميگويند عدد دو ضعف عدد يک و عدد چهار دو ضعف آن است . و گاهي هم آن را به معناي چيزي ميدانند که به انضمام چيز ديگري باعث تکرار