ضیاءالملکلغتنامه دهخداضیاءالملک . [ ئُل ْ م ُ ] (اِخ ) زوزنی . از وزراء و صدور خراسان بروزگار سلطنت سلطان محمد خوارزمشاه . صاحب حبیب السیر گوید: وی با مجیرالملک کافی در سلک وزراء سلط
ضیاءالملکلغتنامه دهخداضیاءالملک . [ ئُل ْ م ُ ] (اِخ ) محمدبن مودود. از ارکان دولت و اعیان حضرت سلطان محمد خوارزمشاه بوده است و به تقلد شغل عرض عساکر سلطان محمد خوارزمشاه موسوم . هنگ
ضیاءالملکلغتنامه دهخداضیاءالملک . [ ئُل ْ م ُ ] (اِخ ) نخجوانی . بانی بستن پلی بر روی رود ارس در حدود قصبه ٔ کرکر آذربایجان . (نزهة القلوب چ اروپا ص 89).
ضیاءالملکلغتنامه دهخداضیاءالملک . [ ئُل ْم ُ ] (اِخ ) احمدبن خواجه نظام الملک . صاحب دستورالوزراء گوید: در زمان سلطان محمد رایت وزارت برافراخت ومدت چند سال از روی استقلال بلوازم آن ا
ضیاءالملةلغتنامه دهخداضیاءالملة. [ ئُل ْ م ِل ْ ل َ] (اِخ ) رجوع به خره ، فیروزبن فناخسره و نیز رجوع به بهاءالدوله ابونصر شود. (الاَّثار الباقیه ص 134).