حظوظلغتنامه دهخداحظوظ. [ ح ُ ] (ع اِ) ج ِ حظ. (دهار). حظاء. احظ. (جمع بر غیر قیاس ). (مهذب الاسماء). حظوظة.- حظوظ خمسه ؛ (اصطلاح احکامیان از منجمین ) عبارت از خانه [ بیت ] و شر
جحوظلغتنامه دهخداجحوظ. [ ج ُ ] (ع مص ) عیب جویی کردن در کار کسی . (از قطر المحیط) (شرح قاموس ) (منتهی الارب ). نگریستن در کار کسی پس بدی آن را دیدن . (از اقرب الموارد) (شرح قامو