ارزش فعلیpresent value, PV, discounted cash valueواژههای مصوب فرهنگستانارزش تنزیلشدة فعلی معادل نقدی یک دارایی در آینده متـ . ارزش تنزیلشدة فعلی present discounted value, PDV
حرجوجلغتنامه دهخداحرجوج . [ ح ُ ] (ع ص ، اِ) ناقه ٔ فربه و دراز بر روی زمین . || ناقه ٔ سخت . || ناقه ٔ لاغر باریک . (منتهی الارب ). حُرْج . حُرْجُج . اشتر باریک میان . (مهذب الا
حرجفرهنگ مترادف و متضاد۱. بزه، تقصیر، جرم، گناه ۲. تنگی، ضیق، فشار، مضیقه ۳. اعتراض، باک ۴. درماندگی ۵. دلتنگی ۶. پرهیز، مسئولیت، تلطیف
حرججلغتنامه دهخداحرجج . [ ح ُ ج ُ ] (ع ص ، اِ) حُرْج . حرجوج . ج ، حراجیج . || باد سرد و تند که پی هم وزد.
حرلغتنامه دهخداحر. [ ح َ رِن ْ ] (ع ص ) انه لَحَر بکذا و حری بکذا و حَر ان یفعل کذا؛ ای جدیر و خلیق . (اقرب الموارد).
پوسیدگی ساقه 1stalk rotواژههای مصوب فرهنگستانبیماری ناشی از اِروینیا کریزانتهمیـ زهای (Erwinia chrysanthemi pv. Zeae) در گیاهانی مانند ذرت