ارزش فعلیpresent value, PV, discounted cash valueواژههای مصوب فرهنگستانارزش تنزیلشدة فعلی معادل نقدی یک دارایی در آینده متـ . ارزش تنزیلشدة فعلی present discounted value, PDV
حروقلغتنامه دهخداحروق . [ ح َ ] (ع اِ) آنچه خرما را به وی گشن دهند. (منتهی الارب ). گرد خرمای نر که بدان تأبیر کنند. || سوخته ٔ چقماق و خف . (منتهی الارب ). حروقاء.
حروقلغتنامه دهخداحروق . [ ح ُ ] (ع مص ) بهم سائیدن نیش از خشم چنانکه آواز برآید. (از منتهی الارب ). دندان غرچه کردن . || سوزشی که در گلو بود. (مهذب الاسماء).
حروقةلغتنامه دهخداحروقة. [ ح َ ق َ ] (ع اِ) طعامی است سطبر از آشام یا آبی است که در آن اندک آرد پاشند تا منتفخ گردد بجوش . (منتهی الارب ).
حروقاءلغتنامه دهخداحروقاء. [ ح َ ] (ع اِ) حَروق . سوخته ٔ چقماق . (منتهی الارب ). سوخته . (مهذب الاسماء).
حريقدیکشنری عربی به فارسیشعله درخشان يا اتش مشتعل , رنگ يا نور درخشان , فروغ , درخشندگي , جار زدن , باتصوير نشان دادن , اتش سوزي بزرگ , حريق مدهش
حروف قافیتلغتنامه دهخداحروف قافیت . [ ح ُ ف ِ قا ی َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حرفهائی که ممکن است در کلمه ٔ قافیه ٔ شعر فارسی واقع شوند. و آنها نه حرفند و هریک را نامی است بدین ترتی
پوسیدگی ساقه 1stalk rotواژههای مصوب فرهنگستانبیماری ناشی از اِروینیا کریزانتهمیـ زهای (Erwinia chrysanthemi pv. Zeae) در گیاهانی مانند ذرت