حمیراءلغتنامه دهخداحمیراء. [ ح ُ م َ ] (اِخ ) لقب عایشه ٔ صدیق رضی اﷲ عنها. (مهذب الاسماء). عایشه رضی اﷲ عنها. (منتهی الارب ). لقبی که حضرت رسول عایشه را بدان خوانده است : از سر ز
حمراءلغتنامه دهخداحمراء. [ ح َ ] (ع ص ، اِ) مؤنث احمر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || عجم . (منتهی الارب ). زیرا بیشتر آنان برنگ شقره هستند: گویند: لیس فی الحمراء مثله ؛ در ع
حمیقاءلغتنامه دهخداحمیقاء. [ ح ُ م َ ] (ع اِ) حماق . (اقرب الموارد). باد آبله . آبله مرغان . (ناظم الاطباء). رجوع به حماق شود.
گل حمراءلغتنامه دهخداگل حمراء. [ گ ُ ل ِ ح َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) ترجمه ٔ ورد و حوجم است . (آنندراج ). نام گلی است : شکفته شد گل حمراء و گشت بلبل مست صلای سرخوشی ای صوفیان باده