حنفاءلغتنامه دهخداحنفاء. [ ح َ ] (ع اِ) تأنیث احنف . رجوع به احنف شود. || کمان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || استره . (منتهی الارب ). موسی . (اقرب الموارد).
حنفاءلغتنامه دهخداحنفاء. [ ح ُ ن َ ] (ع ص ) ج ِ حنیف ،مایل از هر دین باطل بدین اسلام و ثابت بر آن و جز آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). راست دینان . پاک دینان . رجوع به حنیف ش
حنفاواژهنامه آزادعده ی قلیلی که در زمان پیامبر به بت پرستی سجده کردن و بعد ها که دیدند کارشان اشتباه بوده برگشتند و عده ای از آنها هم مسیحی شدند.