حتيدیکشنری عربی به فارسیزوج , تا , تااينکه , تاانکه , تاوقتيکه , کشت کردن , زراعت کردن , زمين را کاشتن , دخل پول , کشو , دخل دکان , قلک , يخرفت , وقتي که , تا وقتي که
اِحتياطاتٌ وِقائيةدیکشنری عربی به فارسیتدابير پيشگيرنده (احتياط آميز) , اقدامات احتياط اميز (پيشگيرنده)