لایۀ فیزیکیphysical layer, PHLواژههای مصوب فرهنگستانلایهای که به اجزای فیزیکی ارسال داده بر روی خطوط ارتباطی مربوط است
حامورابیلغتنامه دهخداحامورابی . (اِخ )ششمین پادشاه از اولین سلسله ٔ پانزده نفری سلاطین بابل و مؤسس و بانی حقیقی وواقعی مملکت بابل . قانون حامورابی قدیم ترین قوانینی است که تا امروز
جحاملغتنامه دهخداجحام . [ ج َح ْ حا ] (ع ص ) بخیل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بخیل و زفت . (شرح قاموس ).
جحاملغتنامه دهخداجحام . [ ج ُ ] (ع اِ) بیماریی که چشم را آماساند. (از اقرب الموارد) (بحر الجواهر). بیماریی است که چشم و سرهای سگان را آماساند و گاه بمردم عارض شود. (منتهی الارب
وحاملغتنامه دهخداوحام . [ وِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ وَحمی ̍. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). به معنی زن آبستن نیک آزمند به خوردن چیزی . (از منتهی الارب ).
وحاملغتنامه دهخداوحام . [ وِ/ وَ ] (ع اِمص ) میل به خوراکهای بد و یا ادویه ٔ قوی و تند. (از بحرالجواهر). نیک گرایش و آرزومندی آبستن به خوردن چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)