حانونلغتنامه دهخداحانون . (اِخ ) (صاحب نعمت ) سه تن در کتاب مقدس بدین نام بودند: اول شادشاه عمونیان است که پدر وی ناحاش با داود نیکویی کرد، بنابراین چون ناحاش را مرگ فرارسید و رخ
حانکلغتنامه دهخداحانک . [ ن ِ ] (ع ص ) نیک سیاه . (منتهی الارب ). سیاه سیاه . حالک . سیاهی سیاه . سخت سیاه .
حانلغتنامه دهخداحان . [ حان ن ] (ع ص ) نعت فاعلی از حنین . (منتهی الارب ). || آرزومند. (مهذب الاسماء). || نیک طرب کننده و آرزومندشونده . (آنندراج ). || بشدّت گریه کننده از حزن
حانةلغتنامه دهخداحانة. [ ن َ ](معرب ، اِ) معرب خانه . || دکان می . (منتهی الارب ). دکان می فروش . (مهذب الاسماء). خانه ٔ خَمّار.میخانه . (زمخشری ). دکان خمار و غیر او. میکده . خ
حانوتلغتنامه دهخداحانوت . (ع اِ) حانیة. حاناة. دکان می فروش . (منتهی الارب ). میخانه . خرابات . || دکان . (کشف اللغات ) (لطائف اللغات ) (دهار) (غیاث اللغات ) : گفت بد موقوف این ل