سردفاعpoint guard, PGواژههای مصوب فرهنگستاندر بسکتبال، بازیکن بازیسازی که معمولاً در نوک دفاع بازی میکند
حلوقلغتنامه دهخداحلوق . [ ح ُ ] (ع اِ) ج ِ حَلق . (دهار) (آنندراج ). رجوع به حلق شود.- حلوق الارض ؛ آب راهه های زمین و وادی ها و جاهای سنگ آن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
قدرت حلوالغتنامه دهخداقدرت حلوا. [ ق ُ رَ ح َ ] (اِ مرکب ) مراد از من ّ که بر بنی اسرائیل نازل شده بود. (آنندراج ).