حَشَرْنَاهُمْفرهنگ واژگان قرآنآنان را محشور کرديم(کلمه حشر به معناي بيرون کردن و کوچ دادن قومي از قرارگاهشان به زور و جبر است)
حَشَرْنَافرهنگ واژگان قرآنگرد آورديم(کلمه حشر به معناي بيرون کردن و کوچ دادن قومي از قرارگاهشان به زور و جبر است)
تُحْشَرُونَفرهنگ واژگان قرآنمحشور مي شويد(کلمه حشر به معناي بيرون کردن و کوچ دادن قومي از قرارگاهشان به زور و جبر است )
نَحْشُرَنَّهُمْفرهنگ واژگان قرآنحتماً آنها را محشور مي کنيم(کلمه حشر به معناي بيرون کردن و کوچ دادن قومي از قرارگاهشان به زور و جبر است)
يُحْشَرُونَفرهنگ واژگان قرآنمحشور مي شوند(کلمه حشر به معناي بيرون کردن و کوچ دادن قومي از قرارگاهشان به زور و جبر است. عبارت "يُحْشَرُونَ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ إِلَىٰ جَهَنَّمَ " یعنی : به رو
حَشَرْتَنِيفرهنگ واژگان قرآنمرا محشور کردي (کلمه حشر به معناي بيرون کردن و کوچ دادن قومي از قرارگاهشان به زور و جبر است)
پوزة کوهگویش اصفهانی تکیه ای: puz-e kuh طاری: pözakop(p)a طامه ای: puz-e kuh طرقی: pözaköh کشه ای: nok-e kih نطنزی: kalakuh
دامنة کوهگویش اصفهانی تکیه ای: hamvâri-ye kuh طاری: sinakop(p)a طامه ای: pâ-ye kuh طرقی: dâmuna کشه ای: dâmuna / telkopa نطنزی: pâkiš-e kuh
دیوارة کوهگویش اصفهانی تکیه ای: divâla-ye kuh طاری: tiqa-ye kop(p)a طامه ای: divâr-e kuh طرقی: telaköh / sinakeši کشه ای: ----------- نطنزی: divâla-ye kuh
قلة کوهگویش اصفهانی تکیه ای: nok-e kuh طاری: qolla / tok-e kop(p)a طامه ای: sar-e kuh طرقی: qolla-ye köh کشه ای: nok-e kih نطنزی: qolla