حيدیکشنری عربی به فارسیزنده , در قيد حيات , روشن , سرزنده , سرشار , حساس , سلا م , درود , برخورد , تلا في , درود گفتن , تبريک گفتن , ) گريه , داد , فرياد , تاسف , تاثر , او , ان دختر
وَحْيٌفرهنگ واژگان قرآنوحي - القا و فهماندن معني به شخصي به صورتي كه از ديگران پوشيده باشد- الهام (وحي در اصل به معناي اشاره سريع است البته اشاره اي از جنس کلام و به صورت رمزگويي .به
جَحِيمِفرهنگ واژگان قرآنجهنم (از کلمه جحمة مشتق شده به معناي شدت سوزش آتش )- پنجمين طبقه از هفت طبقه جهنم