حجرالصفیلغتنامه دهخداحجرالصفی . [ ح َ ج َ رُص ْ ص َ ی ی ] (ع اِ مرکب ) مصحف حجر المصفی یعنی شبه است .
حجرالصدیدلغتنامه دهخداحجرالصدید. [ ح َ ج َ رُص ْ ص َ ] (ع اِ مرکب ) خماهان . (داود ضریرانطاکی ). و ظاهراً این صورت مصحف حجرالحدید باشد.
حجرالصفرلغتنامه دهخداحجرالصفر. [ ح َ ج َ رُص ْ ص ُ ] (ع اِ مرکب ) صاحب نخبةالدهر گوید: و حجر الصفر سماه ارسطو ایضاً مغناطیس النحاس الاصفر و الاحمر و هو حجر مشوب بصفرة و غبرة و کمودة
حجرالمصفیلغتنامه دهخداحجرالمصفی . [ ح َ ج َ رُل ْ م ُ ص َف ْ فا ] (ع اِ مرکب ) صاحب تحفه گوید: شبه است .
حَجَّفرهنگ واژگان قرآنقصد کرد-قصد کردن(چون هرکس که بخواهد همان مناسکي را که حضرت ابراهيم عليه السلام انجام دادبه جا آورد،بايد قصد خانه خداکند به اين اعمال نيز "حج"مي گويند)