26 فرهنگ

5509 مدخل


حوالی

havāli

۱. پیرامون؛ گرداگرد.
۲. (حرف اضافه) نزدیک زمان یا مکان مذکور: حوالی شب.

گرداگرد، پیرامون، نزدیکیها، دور وبر

۱. اطراف، اکناف، پیرامون، جوانب، حولوحوش، دوروبر، نزدیک
۲. سرزمین، ناحیه، منطقه
۳. جا، مکان
۴. حدود

about, outskirt, periphery, precincts, purlieus