قتل خطاءلغتنامه دهخداقتل خطاء. [ ق َل ِ خ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) چون آنکه کسی پرنده ای را مثلاً هدف قرار دهد ولی تیرش به خطا رود و انسانی را بکشد چنین قتلی موجب دیه میشود. ضاب
خطافرهنگ مترادف و متضاد۱. اشتباه، سهو، غلط ۲. خبط، لغزش، زلت ۳. نادرست، ناصواب، سقیم ≠ صحیح، درست، صواب ۴. جرم، تقصیر، قصور ≠ صواب ۵. معصیت، خطیئه، ذنب، اثم، گناه ۶. فول، خلاف
خطادیکشنری فارسی به انگلیسیfaux pas, error, false, fault, inaccuracy, inaccurate, inadvertence, lapse, mistake, slip, stumble, wild