خطوارهlineamentواژههای مصوب فرهنگستانسیمای (feature) عارضهنگاشتی خطیای با گسترۀ ناحیهای که تصور میشود ساختار پوسته را نمایش میدهد
خط اره ٔ پشتلغتنامه دهخداخط اره ٔ پشت . [ خ َطْ طِ اَرْ رَ ی ِ پ ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از خطی که در میان پشت بدرازی می باشد. (آنندراج ).
خطارهلغتنامه دهخداخطاره . [ خ َ رَ ] (ع مص ) مصدر دیگری است برای خطوره . رجوع به خطورة در این لغت نامه شود.
خطارهلغتنامه دهخداخطاره . [ خ َطْ طارَ ] (ع اِ) حظیره ٔ شتران . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || (ص ) شتر دم زننده ٔ چپ و راست . (از منتهی ا
خطلغتنامه دهخداخط. [ خ َطط / خ ِطط ] (اِخ ) نام موضعی است ببحرین که نیزه های خوب بدانجا منسوب است . (یادداشت بخط مؤلف ) : و بر اردشیر که دارالملک کرمانست او بنا کرد و اهواز و
ریختار تختflat morphismواژههای مصوب فرهنگستانریختاری از طرح (scheme) Xبه طرح Y بهطوریکه در هر نقطۀ x ازX حلقۀ موضعی OX,x روی (OY,f(x تخت باشد