خردواتلغتنامه دهخداخردوات . [ خ ُ دَ ](اِ) ترهات . (ناظم الاطباء). || ناچیز. خردمرد. لاشی ٔ. ریزه ریزه ها از هر چیز. (ناظم الاطباء).
خوردگی کاتدیcathodic corrosionواژههای مصوب فرهنگستانخوردگی ناشی از وضعیتی غیرعادی که در آن فلزات دوخصلتی، نظیر آلومینیم و روی و سرب، در کاتد به دلیل شرایط قلیایی آسیب بیشتری میبینند