شناور ایستگاه دریاییocean station vessel, OSVواژههای مصوب فرهنگستانشناوری ویژۀ گشتزنی در محدودۀ ایستگاه دریایی که برای اندازهگیریهای جامع هواشناسی از سطح و جوّ فوقانی تجهیز شده است
خسروشاهیلغتنامه دهخداخسروشاهی . [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) ابوسعد محمدبن احمدبن علی بن مجاهد خسروشاهی . شیخی صالح بود و از ابوالمظفر سمعانی حدیث شنید و ابوسعد او را از جمله شیوخ خود آو
خسروشاهیلغتنامه دهخداخسروشاهی . [ خ ُ رَ / رُو ] (ص نسبی )منسوب به خسروشاه (که قریه ای است به مرو) و نیز منسوب به خسروشاه (که از دهستانهای اسکو است ) می باشد.
خسروشاهیلغتنامه دهخداخسروشاهی . [ خ ُرَ / رُو ] (اِخ ) شمس الدین عبدالحمیدبن عیسی متوفی بسال 656 هَ . ق . از متکلمان بود و او راست : ملخص الاَّیات البینات فخرالدین رازی . (یادداشت ب
حسین خسروشاهیلغتنامه دهخداحسین خسروشاهی . [ ح ُ س َ ن ِ خ ُ رُ ] (اِخ ) ابن علی خسروشاهی تبریزی . شاگرد سید کاظم رشتی در کربلا بود. و پس از 1281 هَ . ق . 1864 م . درگذشت . رساله در دعا د
خسرولغتنامه دهخداخسرو. [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) [ خواجه ... ] قاضی ملک سمرقند بوده و مدرس مدرسه ٔ میرزا الغ بیک و با وجود فضل و کمال در غایت زهد و تقوی بوده و بسی طبع زیبا داشته
خسرولغتنامه دهخداخسرو. [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) ابن اردوان نام یکی از پادشاهان اشکانی است که نام دیگر او خسروبن اشغ است . رجوع به خسروبن اشغ شود.
خسرولغتنامه دهخداخسرو. [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) ابن اشغ. نام یکی از پادشاهان اشکانی است که دوازده سال بعد از اردوان بن اشغ سلطنت کرد. «تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2577 از تاریخ گزید
خسرولغتنامه دهخداخسرو. [ خ ُ رَ / رُو ] (اِخ ) ابن بلاش بن نرسی . نام یکی از پادشاهان اشکانی است که چهل سال سلطنت کرد. (تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2581 از تاریخ ناسخ التواریخ ).