خوسهلغتنامه دهخداخوسه . [ س َ / س ِ ](اِ) صورت که در پالیزها برپای کنند گریختن سباع و وحش را. (یادداشت مؤلف ). علامت و صورتی که در فالیزها و کشت زارها نصب کنند تا جانوران از دی
اتصال متقابل سامانههای بازopen systems interconnectionواژههای مصوب فرهنگستانالگوی مرجعی که سازمان بینالمللی تدوین استاندارد (ایزو) به عنوان تنها چارچوب پذیرفتهشده برای ارتباط میان سامانههای مختلفی که سازندگان متفاوت دارند ارائه داده
درآمد پدرم 27436 تومان در ماه است.گویش اصفهانی تکیه ای: darâmad-e buwâm vis-o haf hezâr-o čârsad-o si-yo šiš toman-a dar mâh. طاری: darâmad-e peyem mâh-e vis-o haf hezâr-o čârsây-o si-yo šaš tuman-a. طامه ای