خضراویلغتنامه دهخداخضراوی . [ خ َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن احمد خضراوی از مردم قرن چهاردهم هجری است و او راست : 1- العقد الثمین فی فضل البلد الامین . 2- نفحات الرضا و القبول . (از م
حسن خضراویلغتنامه دهخداحسن خضراوی . [ ح َ س َن ِ خ َ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان بن عبدالرحیم بن عذرا مکنی به ابوالحکم انصاری اوسی است که پس از 644 هَ . ق . درگذشته . او راست : «الاعراب ع
خضرای دمنلغتنامه دهخداخضرای دمن . [ خ َ ی ِ دِ م َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب )خضراء دمن . خضراءالدمن . خضرادمن . (از آنندراج ) (غیاث اللغات ). رجوع به خضراء دمن در این لغت نامه شود.
خضرالغتنامه دهخداخضرا. [ خ َ ] (اِ) چمن کاری . جایی که چمن در آن کاشته اند : چون کولکی چنان دید خفض را بر خضرا برد، بنشاند و اندر پیش او. (تاریخ سیستان ). برفتم تا باغ پیروزی ،
خضرالغتنامه دهخداخضرا. [ خ َ ] (اِخ ) نام یکی از گنجهای هفتگانه ٔ پرویز. (یادداشت بخط مؤلف ) : دگر گنج کز در خوشاب بودکه بالاش یک تیر پرتاب بودکه خضرا نهادند نامش روان همان نام