خداویردیلغتنامه دهخداخداویردی . [ خ ُ وِ ](اِخ ) وی دلاک و حمامی بود از اهل قزوین که شاهزاده ٔحیدرمیرزای صفوی فرزند شاه عباس اول را بقتل آورد. توضیح آنکه بر اثر جنگهای متمادی با عثم
خداویردی خانلغتنامه دهخداخداویردی خان . [ خ ُ وِ ] (اِخ ) جلایر وی از علمای شهر مشهد بدوره ٔ صفویان در زمان شاه عباس اول بود و چون عبدالمؤمن خان اوزبک شهر مشهد را بمحاصره گرفت ، شاه عب
خدافرهنگ مترادف و متضاد۱. آفریدگار، الله، اهورامزدا، ایزد، پروردگار، خالق، خداوند، دادار، رب، کردگار، یزدان ≠ بنده، عبد، مخلوق ۲. سلطان، پادشاه، امیر، خدیو ۳. مالک، صاحب ۴. استاد
خدادیکشنری فارسی به انگلیسیdeity, father, God, Jehovah, lord, maker, Our Lord, providence, Yahwe, Yahweh