بالگرد دیدبانیobservation helicopter, OHواژههای مصوب فرهنگستانبالگردی که اصولاً برای دیدبانی و شناسایی به کار میرود، اما ممکن است در انجام مأموریتهای دیگر نیز از آن استفاده شود
خائوسلغتنامه دهخداخائوس . [ ] (اِخ ) بنابر اعتقاد یونانیان یکی از خدایان بوده و کنایه از ظلمت در بدو خلقت جهان است . (قاموس الاعلام ترکی ).
سرائیلان توه خاکیلغتنامه دهخداسرائیلان توه خاکی . [ س َ ت ِ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عثمانوند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه . واقع در 36 هزارگزی جنوب خاوری کرمانشاه و 12 هزارگزی سرجوب . هو
خاک سفید پائینلغتنامه دهخداخاک سفید پائین . [ س ِ ] (اِخ ) دهی است کوچک از دهستان هنزا بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت . واقع در 16 هزارگزی شمال باختری ساردوئیه و 10 هزارگزی شمال راه مالرو باف
خائباًلغتنامه دهخداخائباً. [ ءِ ب َن ْ ] (ع ق ) در حالت نومیدی در حالت یأس . در حالت دست نیافتن به مطلوب و در این حال باخاسراً آید : خائباً و خاسراً باز گشتند از ترمذ وز راه دز آ
خائفاًیترقبلغتنامه دهخداخائفاًیترقب . [ ءِ فَن ْ ی َ ت َ رَق ْ ق َ ] (ع ق مرکب ) ترسان بر نفس خود و انتظاربرنده که کسی از پی او آید : فخرج منها خائفاً یترقب . (قرآن 28/21).