اتاق پُرِ مرتبoccupied/clean, OC 1واژههای مصوب فرهنگستاناتاق اشغالی که خدمات خانهداری آن انجام شده است متـ . پُرِ مرتب
خزوملغتنامه دهخداخزوم . [ خ َ ] (ع اِ) ج ِ خَزومَة. (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). رجوع به خزومة شود.
خزومةلغتنامه دهخداخزومة. [ خ َ م َ ] (ع اِ) ماده گاو. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). || ماده گاو کلان سال خردقامت . (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (منتهی الارب ). خَزوم خَزائم