مِنْ (قمَِّ) الرّأس إلي أخْمَصِ القدم (أو القَدَمَين)دیکشنری عربی به فارسیسرتا پا , از سر تا پا , جملگي , تماماً , يکپارچه (سرتاپا) , شراشر (سراسر) وجود
خَالِقُفرهنگ واژگان قرآنکسي که اشيائي را با اندازهگيري پديد آورده باشد -خلق کننده (خلق پديد آوردن اشياء با اندازه گيري و محاسبه)
أخَذَ مُوافَقَة الْمَجلِسِ الْکامِلَةدیکشنری عربی به فارسیتوافق (رضايت) کامل مجلس را جلب کرد , موافقت کامل مجلس را به دست آورد , به توافق کامل مجلس دست يافت