خورزادلغتنامه دهخداخورزاد. [ خُرْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مصعبی بخش حومه ٔ شهرستان فردوس . این دهکده کوهستانی و معتدل و با 305 تن سکنه است . آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنب
خرزادخسرولغتنامه دهخداخرزادخسرو. [ خ ُ خ ُ رَ] (اِخ ) بنابر قول طبری این شخص قبل از یزدجرد آخر ملوک عجم ، که پسر شهریاربن کسری پرویز بود و زوال ملک عجم بر دست او بود، بر تخت نشست . (
خرزاد اردشیرلغتنامه دهخداخرزاد اردشیر. [ خ ُ دِ اَ دِ ] (اِخ ) نام ناحیه ای از نواحی موصل است . (از معجم البلدان ).
خرزاد اردشیرلغتنامه دهخداخرزاد اردشیر. [ خ ُ دِ اَ دِ] (اِخ ) نام مادر بابک پدر اردشیر است بنابر قول یاقوت در معجم البلدان و «پل خرزاد» بدو منسوب است . تاریخ نویسان دیگر نام این زن را «