خولةلغتنامه دهخداخولة. [ خ َ ل َ ] (اِخ ) بنت جعفربن قیس حنفی . از حی حنفیه بود و زوجه ٔ علی بن ابی طالب علیه السلام . و مادر محمدبن حنفیه پسر علی بن ابی طالب علیه السلام . (یاد
خولةلغتنامه دهخداخولة. [ خ َ ل َ ] (اِخ ) بنت منظربن ریان فزاری . زوجه ٔ حسن بن علی علیه السلام و مادر حسن بن حسن بن علی (ع ) است . (یادداشت مؤلف ).
خولةلغتنامه دهخداخولة. [ خ َ ل َ ] (اِخ ) بنت هذیل از بنی الحارث . بقولی از ازواج رسول بود و پیغامبر او را طلاق گفت . (یادداشت مؤلف ).
خولةلغتنامه دهخداخولة. [ خ َ ل َ ] (ع اِ) آهوی ماده . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
خؤلةلغتنامه دهخداخؤلة. [ خ ُء ل َ ] (ع اِ) خویشی از جانب مادر. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). یقال : «بینی و بینه خؤلة» ویقال «خال بین الخؤلة». (از منتهی ا
خُلَّةٌفرهنگ واژگان قرآندوستی بسیار نزدیک( اصل آن از خلت به معنی فقر وحاجت است وبه رابطه دوستی که چنان نزدیک باشد که انسان تنها حوائجش را به او بگوید نیز اطلاق می گردد )
خوولةلغتنامه دهخداخوولة. [ خ ُ ل َ ] (ع اِمص ) خویشی از طرف دائی و برادر مادر. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). || (اِ) ج ِ خال .
خِلْفَةًفرهنگ واژگان قرآنهر چيزي است که در جاي چيزي ديگر نشسته باشد و به عکس ، و گويا مانند کلمه جلسة - که نوعي نشستن را ميرساند - نوعي از جانشيني را افاده ميکند