خوییلغتنامه دهخداخویی . [ خ ُ ] (ص نسبی ) منسوب به خوی که از بلاد آذربایجان است . (از انساب سمعانی ).
چَخُوْییگویش گنابادی در گویش گنابادی چاه کنی ، حفاری ، خالی کردن بینی با فرو بردن انگشت در بینی ، حفر قنات
چخوییواژهنامه آزادچخویی به کارهایی که در داخل قنات انجام می شود می گویند مانند لایروبی،کف شکنی،چاه کنی ،پیشکار کنی و...در واقع مترادف مقنی گری می باشد
خوییدنلغتنامه دهخداخوییدن . [ خ ُ دَ ] (مص ) عرق کردن . || فراهم آورده شدن . || زیستن . (ناظم الاطباء).
خویینلغتنامه دهخداخویین . [ خ ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان اوزیاد بخش ماه نشان شهرستان زنجان . واقع در 42 هزارگزی باختری ماه نشان و 6 هزارگزی راه مالرو عمومی . این دهکده کوهستان