خوشبینانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ] خوشبینانه، مبالغهآمیز، اغراقآمیز مبالغهکننده، گزافهگوی خوشبین، مشتاق
خوشبینان زیستمحیطیenvironmental optimists, technological optimistsواژههای مصوب فرهنگستانافرادی که دیدگاه خوشبینانهای در قبال بحرانهای زیستمحیطی و امکان رفع آنها دارند
خولغتنامه دهخداخو. [ خ َوو ] (ع اِ) گرسنگی . || وادی فراخ . || نهر عریض . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
خولغتنامه دهخداخو. [ خ ُوو ] (ع اِ) انگبین . شهد. عسل . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).