خوشآهنگفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی شآهنگ، هموار، آهنگین، آوازی، شیرین، ملودیایی، ملودیک دلانگیز، دلنشین، دلچسب، خوشایند، تَر، مطبوع ◄ خوب
خوشجریانیease of flow, flow tendencyواژههای مصوب فرهنگستانمیزان سهولت شارش یک مذاب بهدلیل گرانرَوی آن
خوشچریgrazing preference 2واژههای مصوب فرهنگستانرغبت چرندگان به گونههای خاصی از گیاهان در هنگام چرا متـ . چرای گزینشی selective grazing