دعاةلغتنامه دهخدادعاة. [ دُ ] (ع ص ، اِ) دعات . ج ِ داعی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به داعی و دعات شود. || مبلغین : هر کجا یکی بود از دعاة و اتباع مزدک سر برآوردند. (
دعاوةلغتنامه دهخدادعاوة. [ دَ وَ / دِ وَ ] (ع اِمص ) اسم است ادعاء را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ادعا. (ناظم الاطباء). رجوع به ادعا و ادعاء شود.
دعاًلغتنامه دهخدادعاً. [ دَ عَن ْ ] (ع اِ فعل ) به معنی دَع است یعنی برخیز و بمان . (از اقرب الموارد). رجوع به دَع شود.
دعافرهنگ مترادف و متضاد۱. نماز، نیایش ۲. رازونیاز، مناجات، ورد ۳. آفرین، تحیت، درود، سلام ۴. حاجتخواهی، نیازطلبی ۵. تعویذ ۶. ثنا، ستایش، مدح ≠ نفرین
نوحفرهنگ نامها(تلفظ: nuh) (عربی) سورهی هفتاد و یکم از قرآن کریم دارای بیست و نه آیه ؛ (در اعلام) نام یکی از پیغمبران اولوالعزم که نسبتش به آدم میرسد ؛ (واژهی نوح در عبری ب