روبهتهدیدnear threatened, NT 1واژههای مصوب فرهنگستانآرایهای که درحالحاضر در طبقهبندیهای بسیاردرخطر یا درخطر یا آسیبپذیر نمیگنجد، ولی احتمال میرود در آیندة نزدیک در یکی از این طبقهبندیها قرار گیرد
ظرفیت خالصnet tonnage, NT 2واژههای مصوب فرهنگستانظرفیت مفید کشتی برای باربَری که با در نظرگرفتن ظرفیت ناخالص کشتی و با فرمولهای خاص محاسبه میشود
دف ءلغتنامه دهخدادف ء. [ دِف ْءْ ] (ع اِ) شدت گرما.(منتهی الارب ). نقیض شدت سرما. (از اقرب الموارد). ج ، أدفاء. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || ناخوشی . (منتهی الارب ). || شی
دفوءلغتنامه دهخدادفوء. [ دُ ] (ع مص ) گرم شدن و گرما یافتن . (از اقرب الموارد). دَفاء. و رجوع به دفاء شود.
دفواءلغتنامه دهخدادفواء. [ دَف ْ ] (ع ص ) مؤنث أدفْی ̍. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به أدْفی ̍ شود. || عقاب دفواء؛ عقاب کج منقار. (از منتهی الارب ) (از اقرب المو
دِفْءٌفرهنگ واژگان قرآنگرما (گرمائي که بوسيله پوشیدن پوست و پشم و کرک حيوانات حاصل می شود و يا مراد از آن ، خود آن چيزيست که بدن را گرم ميکند .)
جدفلغتنامه دهخداجدف . [ ج َ ] (ع مص ) بریدن چیزی را. (منتهی الارب ) (المنجد). بریدن . (آنندراج ). قطع کردن چیزی را. (لسان ، از ذیل اقرب الموارد). || راندن کشتی را به بیل . (از
تی ان تیفرهنگ انتشارات معین(اِ ) [ انگ . ]T.N.T (اِ.) تری نیترو - تولوئن ؛ جسم بلورین زردرنگ ، کمی محلول در آب که مادة منفجرة بسیار قوی است .