دداًلغتنامه دهخدادداً. [ دَ دَن ] (ع اِ) دد. ددن . ددد. بازی . (منتهی الارب ). رجوع به دد و ددن شود.
ودداءلغتنامه دهخداودداء. [ وُ دَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ودود. به معنی دوست و بسیارمحبت . (منتهی الارب ). رجوع به ودود شود.
مجدداًلغتنامه دهخدامجدداً. [ م ُج َدْ دَ دَن ْ ] (ع ق ) از سر نو. (آنندراج ). دوباره و بار دیگر و از نو و از سر نو و باز. (ناظم الاطباء): اسماعیل خان و سرکردگان مجدداً برای ملاقات